تبليغاتX
دمی با او باش

 

هوالمحبوب

 

دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم.

 

چراغهای رابطه تاریکند...

 

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد...

 

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد...

 

 

مجال رفتن است

از همه آنانی که بودند و حتی نبودند ممنونم

 

بسیار آموختم و فهمیدم و گریستم

 

برای تمام اینها خداوند را شکر می کنم...

 

و بهترین ها را برای تمام دوستانم آرزو می کنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 15:50  توسط آرام |